تعدیل و تکمیل نواقص دادگاههای عمومی وانقلاب
تقسیم کاربین شعب و تخصصی نمودن آنها ، که این هم ازخود قانون قابلمطالبه و استفاده است. یعنی در خود قانون دادگاههای عمومی وانقلاب این حق در جایی منظور شده است که میشود از آن استفاده کرد . منتهی آن طرح را باید به شکل تفصیلی در خدمت قضات و همکاران قرار دهیم .
ایجاد وحدت ویکپارچگی در دستگاه قضایی و ادغام نهادهای شبهقضایی در دستگاه قضا
درجهبندی قضات از حیث صلاحیت رسییدگی به انواع دعاوی ، یک قاضی تازهکار نباید به دعاوی قتل وقصاص ورجم ودعاوی کلان ابتدائاً وارد شود.
دادرسان را از نظر درجهی قدرتعلمی و دانشقضایی باید درجهبندی کرد.
اعمالنظارت صحیح بر عملکرد قضات و واحدهای قضایی
مبارزه با ارتشاء فساد و رفع علل آن
ایجاد پلیس قضایی به منظور ابلاغ صحیح وبهموقع اوراق قضایی و اجرای احکام دادگاهها .
اصلاح ساختار اداری قوهقضائیه
ایجاد دادگاههای سیار ودرخارج از وقت اداری جهت تسریع در رسیدگی به پروندهها .
حاکمیت اصل احقاق حق و ختم پرونده بهجای تمامشدن پرونده یا عدم تکمیل پرونده .
کاستن از تشریفات اداری قوهقضائیه
اعمالصحیح سیاستهای تشویق و تنبیه درقوه قضائیه . تشویق قضات و کارمندان لایق و تنبیه نالایقان ومتخلفان .
بالا بردن اعتبار معنوی قوهقضائیه در جامعه و اطلاعرسانی به مردم واصلاح سیاستهای تبلیغی قوهقضائیه . اینها رئوس وسرفصهایی است که به عنوان سیاستهای کوتاهمدت میتوان از آنها یاد کرد.
اما آنچه که مهمتر ، اصلیتر و اساسیتر از این محورهاست ، درحقیقت اصلاح و توسعه کادر قضایی است . قضات متعهد و مدیران قضایی میتوانند برمقدار زیادی از مشکلات فایق آیند. قلب قوهقضائیه قضات مدیر و مدبر و عالم و فاضل ومتعهد است این قلب مهمترین بخش و رکن دستگاه قضایی است .
خط مشی دستگاه قضایی
خطمشی دستگاه قضایی را متوان با عنایت به حکم شریف مقاممعظمرهبری به عنوان دستورات لازمالإجرا بهصورت زیر بیان نمود :
1. بهیاد داشتن مسئولیت عظیم قضا دربرابر خدا و مردم
2. حفظ صلاح و صلاحیت دینی
3. اعمال قاطعیت و قانونمندی و حاکمیت عدالت وقانون. اینها تعبیراتی است که در حکم رهبری آمده بود و نکات واقعاً احساسی که به عنوان خطمشی و روشهای لازم برای قلب و مدیران قوهقضائیه باید از اینها استفاده شود وضمن سیاستهای کوتاهمدت قرار گیرد.
4. ایجاد اعتماد بهنفس و حفظ عزت و حرمت وشأن قضاوت .
5. وارد نشدن در دستهبندی و جناحبندیهای گروهی وباندی.
6. بیتوجهی به ناخشنودی وخردهگیری و عیبجویی اشخاص ناراضی .
7. عمل درست در راه تحقق اهداف.
8. برنامهریزی در کارها .
9. نظارت مستمر بر اجزای نظام قضایی از هر مدیری نسبت به زیرمجموعهی آن مدیر .
10. گزینش اشخاص صالح در مجموعههای قضایی واداری .
11. بهرهگیری از نیروهای کاردان و انقلابی از حقوقدانان مؤمن و فاضل حوزه ودانشگاه .
12. بهکارگیری قضات پاکدامن وشجاع .
13. تقویت دانشقضایی .
اینها روشهایی است که از حکم مقاممعظم رهبری استفاده میشود. اینخطمشیها را باید سرمشق وسرلوحهی کارها وسیاستهای دستگاهقضایی قرار دهیم .
ضرورتهای جانبی برای توسعهقضایی
بخش دیگری هم در فرمایشات مقاممعظمرهبری وجود دارد که درحقیقت توصیه به دستگاههای دیگر است واز ضرورتهای جانبی است که دستگاههای دیگر نسبت به قوهیقضائیه باید رعایت کنند.
1. پسندیدهنبودن و پذیرفتهنشدن قوه ازسوی هیچکس .
2. وظیفهی دولت و مجلس مبنی بر همکاری وپشتیبانی مادی ومعنوی دستگاهقضایی.
3. اهتمام عمومی در دستیابی و تحقق اهداف قوه که در حقیقت متعلق به کل نظاماسلامی است